|
بعد از بیش از دو ماه دوباره سلام!!! برای آدم پر مشغله ای مثل من که با یه دست می خواد ده تا هندونه رو برداره خیلی طبیعیه که دو ماه دو ماه نتونه آپ کنه!!! این یه طرف. اگر هم تو این دو ماه عموی عزیزی رو هم از دست بدی و مریضم بشی و بخوابی بیمارستان و بعدشم بری مسافرت و پشتش ماموریت شغلی هم بهت بخوره که دیگه تکلیفت روشنه!! چه قدر تو شبایی که تو CCU بستری بودم دلم هوای وبلاگمو کرده بود... چه قدر تو فکر بر و بچه های کنکوری بودم و دلم می خواست ببینم چیکار کردن! چه قدر دوس داشتم بعد از چند ماه درس و کتابو آزمونو تستو (کوفتو زهر مار... دور از جون شما البته!) چند کلمه بشینم با بچه ها از خودشون از خودمون از غیر درسو کلاسو ... حرف بزنم! اگر چه حس مریض بودن اصلا خوب نیست. اونم واسه کسی که همه از جنب و جوش زیادیش به تنگ میانو با سر و صدا و جست و خیز و برو بیاش عادت کردن. اما خدائیش چند روز حسابی استراحت کنی و از دکترو پرستارو خدمتگزارو... دور و برت بپلکن و نذارن دس به سیا و سفید بزنی آی حال می ده! به خصوص که بعد از یک هفته بیمارستان تجدید قوایی کنی و بری پا بوس سلطان خراسان و اعتکاف و... وای...!!! یادش میافتم دلم پر می کشه...قربونت برم امام رضا جونم...خدا وکیلی همتونو دعا کردم... واسه همتون زیر طاقی پایین پای آقا نماز خوندم و با این که تو همون گیرو دار زیارت بازم کارم به دارالشفا کشید...اما هیچکس رو از قلم ننداختم. حتی «مریم» رو که با SMS های آن چنانیش سعی می کنه منو آزار بده! به هر حال ما توصیه های ایمنی جناب دکتر رو جدی گرفتیمو یه مدت بعضی کارا رو به کل تعطیل کردیم. از جمله آپ کردن وبلاگو (هر چند مطمئنم به کسی هم بر نخورد!) حالام چون کم کم به سال تحصیلی جدید نزدیک می شیم و خودم هم در جریان تغییرات کلی کتابای دین و زندگی دبیرستان بودم، به فکر افتادم تا دوباره به روز بشمو بر و بچه های کنکوری رو در جریان نکات مهم قرار بدم. پس تا آپ بعدی.....یا علی ضمنا از الهام عزیزم که این همه منتظرش گذاشتم معذرت می خوام ان شاء الله جبران کنم به خصوص که شنیدم بعد از این که من از در مدرسه رفتم بیرون برای دیدن من به مدرسه رسیده جدا شرمنده ام. + نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386 22:19 توسط مرهم |
|