تبليغاتX
بچه کنکوری

بچه کنکوری

 

 

 

دست افشان پاي كوبان مي روم

 

بر در سلطان خوبان مي روم

 

مي روم بار دگر مستم كند

 

بي سر و بي پا و بي دستم كند

 

مي روم كز خويشتن بيرون شوم

 

در پي ليلا رخي مجنون شوم

 

عشق «سلطان» مست مستم مي كند

 

روز و شب سلطان پرستم مي كند

 

******************************************

بچه کنکوریای گل نائب الزیاره ی همتون هستم

 

و موفقیت همتونو از آقا طلب خواهم کرد

 

و ازش می خوام به آبروی خودش آرزوهای قشنگتونو

 

از خدا براتون بگیره... شما هم روز ولادتش صداش کنین

 

حتما جوابتونو می ده... منم تو حرم باصفاش به یاد همتون

 

از ته دل صداش می کنم...

 

دعا کنین جوابمو بده و تحویلم بگیره

 

یا علی بن موسی الرضا!

 

أشهد آنّک تشهد مقامی و تردّ سلامی

 

شهادت می دهم که

 

تو جایگاهم را می بینی و سلامم را جواب خواهی داد

+ نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386 16:25 توسط مرهم |


 

پارسال همین روزا بود که بچه کنکوری متولد شد!

راستش از اول مهر تا حالا به هر بچه کنکوری که آدرس وبمو دادم اومد بهم

گفت: شما رو چه حسابی اسم وبلاگتونو گذاشتین بچه کنکوری؟!!!!

نوشته هاتون که هیچ ربطی به کنکور نداره! همه چی نوشتین به جز

نکته های کنکوری و درسی و...!!

دیدم راست می گن طفلیا! این بود که تصمیم گرفتم یه وب دیگه متولد کنم!

و این وبو بذارم فقط واسه بچه کنکوریا!

پس...

دوستای گل وبلاگی از این ساعت به بعد به آدرس

http://marhamedelha.blogfa.com

مراجعه کنن...

البته بچه کنکوریا هم می تونن به وب جدید هم سر بزنن... اما چیز به درد

بخوری (البته از نظر درسی) واسه کنکور گیرشون نمیاد...

(نه که تا حالا گیرشون میومد!!)

منتظر همه ی برو بچه های خوبی که تا حالا اینجا سراغ ما میومدن هستم...

ما داریم اثاث کشی می کنیم... زود بیاین کمک...

هم اکنون نیازمند کامنت های شما هستیم!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386 18:3 توسط مرهم |


احساسات بر افكار و كلمه ها مؤثرند.

انديشه ها بر كلمه ها و احساسها تاثير مي گذارند.

ماجرای زیر تایید کننده ی این ادعاست:

 صبح یک روز بهاری مردی نابینا روی پله های ساختمانی نشسته بود و کلاه و تابلویی را کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته شده بود:«به من نابینا کمک کنید».

    روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت و متوجه شد فقط چند سکه داخل کلاه او افتاده . او نیز چند سکه در کلاه انداخت و بدون این که از مرد نابینا اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت و آن را پشت و رو کرد و متن دیگری روی آن نوشت و آن را درکنار مرد نابینا گذاشت و رفت.

   عصر همان روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد نابینا پر از سکه و اسکناس شده!

    مرد نابینا روزنامه نگار را از صدای پایش شناخت و از او خواست راز این استقبال مردم را از کمک کردن به او برایش فاش کند.

   روزنامه نگار گفت: چیز مهمی نیست. من فقط نوشته ی شما را به شکل دیگری نوشتم. این را گفت و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.

    مرد نابینا هرگز نتوانست آن نوشته را بخواند اما رهگذرانی که از کنار او رد می شدند می دیدند که روی تابلو نوشته شده:

                          «امروز بهار است ولی من نمی توانم آن را ببینم»!!!

 

                                                  ****************

        به نظر شما بهتر نیست در طرز صحبت کردنمان کمی تجدید نظر کنیم؟

                                                

                                                   مثلاْ:

بگوييم: از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم.

نگوييم: ببخشيد كه مزاحمتان شدم.

بگوييم: در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود.

نگوييم: گرفتارم.

بگوييم: راست مي گي؟ راستي؟

نگوييم: دروغ نگو.

بگوييم: خدا سلامتي بده.

نگوييم: خدا بد نده.

بگوييم: هديه براي شما.

نگوييم: قابل ندارد.

بگوييم: با تجربه شده.

نگوييم: شكست خورده.

بگوييم: قشنگ نيست.

نگوييم: زشت است.

بگوييم: خوب هستم.

نگوييم: بد نيست.

بگوييم: مناسب من نيست.

نگوييم: به درد من نمي خورد.

بگوييم: با اين كار چه لذتي مي بري؟

نگوييم: چرا اذيت مي كني؟

بگوييم: شاد و پر انرژي باشيد.

نگوييم: خسته نباشيد.

بگوييم: من.

نگوييم: اينجانب.

بگوييم: دوست ندارم.

نگوييم: متنفرم.

بگوييم: آسان نيست.

نگوييم: دشوار است.

بگوييم: بفرماييد.

نگوييم: در خدمت هستم.

بگوييم: خيلي راحت نبود.

نگوييم: جانم به لبم رسيد.

بگوییم: با نظر شما موافق نیستم.

نگوییم: تو اشتباه می کنی.

بگوییم: ملایم تر صحبت کن.

نگوییم: این چه طرز حرف زدن است؟

بگوییم: .....................

نگوییم: .....................

+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386 18:12 توسط مرهم |


 

      امام صادق علیه السلام:

      شیعیان ما از سرشت ما خلق شده اند در شادی ما مسرور

       و در غم ما محزونند.

      شهادت صادق آل محمد(ص) بر شیعیان راستینش تسلیت باد!

 

     قاصد آمد گفتمش: آن ماه سیمین بر چه گفت؟

     گفت: با هجرم بسازد، گفتمش: دیگر چه گفت؟

 

     گفت: دیگر پا ز حد خویش مگذارد برون،

     گفتمش: جمع است از پا خاطرم، از سر چه گفت؟

 

     گفت: سر را بایدش از خاک ره کمتر شمرد

     گفتمش: کمتر شمردم زین تن لاغر چه گفت؟

 

     گفت: جسم لاغرش را از تَعَب خواهیم سوخت

     گفتمش: من سوختم در باب خاکستر چه گفت؟

 

     گفت: خاکستر چو گردد خواهمش بر باد داد

     گفتمش: بر باد رفتم در صف محشر چه گفت؟

 

     گفت: در محشر به یک دم زنده اش خواهیم کرد

     گفتمش: من زنده گردیدم ز خیر و شر گفت؟

 

     گفت: خیر و شر نباشد عاشقان را در حساب،

     گفتمش: این است احسان از لب کوثر چه گفت؟

 

     گفت: با ما بر لب کوثر نشیند عاقبت،

     گفتمش: چون عاقبت این است زین خوشتر چه گفت؟

 

     گفت: دیگر نگذرد در خاطرم یادی «عظیم»

     گفتمش: دیگر چه بگو؟ گفتا: مگو دیگر چه گفت؟

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386 11:31 توسط مرهم |


 

 

 

امشب به دعا قلب تو پر نور کنم


روح ملکوتی تو مسرور کنم


این قطعه ی ناقابل نورانی را


من هدیه به قیصر امین پور کنم

 

ضایعه ی اسف بار فقدان استاد قیصر امین پور درد آشنای

 نسل جوان بر تمامی ادب دوستان تسلیت باد

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386 14:15 توسط مرهم |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

قبلا (همین پارسال!!!) این وبلاگ یادداشت های درسی و غیر درسی یه دبیر معارف بود واسه شاگردایی که خیلی دوستشون داره. اما الان دیگه همه ی یادداشت ها غیر درسیه ولی اونی که اهلشه از همین نوشته ها هم درس خودشو یاد می گیره...! بچه كنكوري! دانشگاه فقط يكي از پل هاي زندگيه كه شايد لازم باشه ازش عبور كني نه حتما...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385



پیوندها

پايگاه اطلاع رساني آيت الله صانعي
گنبد افلاک
شب غزل
دلنوشته
خط عشق
مهمون تازه وارد (مرجان جونم)
حرف های تنهایی (دکتر محمد جواد خرازی فرد)
كاكو شيرازي
دو قطره تا اشک(زهرای نازنینم)
اشکنامه(مجید مه آبادی..آدم برفی..پروانه)
دنیای لیلی(لیلی عزیزم)
رها رضایی(رها جون)
دنیای من (دیبا خانوم)
برداشت آزاد
قانون دانان قانون شکن
بانوی ماه و آب(ساناز گلم)
سهیل پرنده(پرنده ی قفسی)
سایت شخصی حمید رحمانی
زیست پیام(اطلاعات زیست شناسی واسه بچه کنکوریای رشته ی تجربی) (همکار خوبم خانم شهین الیاسی)
طلب وصل(رهپویان وصال شیراز)
فصلنامه پژوهشی حوزه
دبیرخانه راهبری دین و زندگی (خراسان رضوی(ع))
زمزمه های شبانه (داداش امیر حسین)
وبلاگ بزرگ خاورمیانه (جناب سرهنگ امین!)
از هیچ کجا تا خداحافظ
گروه الهیات استان سیستان و بلوچستان(محمود رضا کمالی جوان)
کاش مرا هم مرهمی بود(خودم)
سایت گروه تعلیم و تربیت دینی دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی
انتقاد اجتماعی درد دل شخصی(داداش مجید)
چرا اسم تو لیلا نیست؟(دکتر علی طلوعی)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin