|
اينم يه جورايي معرفي يه كتابه۱با همين اسم: مهرداد روي ماه خداوند را نبوسيده رفت امريكا دنبال عشقش! يونس كه قبلا خيلي لباشو واسه بوسيدن خدا پيش برده بود حالا اصلا شك كرده كه رويي واسه بوسيدن هست يا نه! جوليا مدت هاس داره دنبال روي ماه خداوند مي گرده تا ببيندش و شايد ببوسه شايد نبوسه! سايه ميخواد راز خلوت موسي رو با خدا كشف كنه! علي رضا با تجربه هاي مكررش از خدا كام خودش و ديگران رو شيرين كرده! دكتر پارسا اصرار عجيبي داره تا با منطق رياضي حجم خداوند رو اندازه بگيره! مهتاب مي خواد به پارسا كمك كنه تا بدون خط كش بتونه ارتفاع خودشو با خدا بسنجه! جوآنا مي تونه تا 83 بشمره ولي فهميده خدا شمردن همه ي عددا رو بلده منصور از ته مانده ي خاطرات جبهه اش جز به بوي ياسمن رضايت نميده! محسن خان از اون خاطرات واسه مهرداد تعريف مي كنه. پرويز چيز چنداني از بوسيدن روي خداوند نمي دونه. خيليا مثل شهره نمي تونن بفهمن كه اون چيزي كه پارسا براش دست و پا مي زد، بوسيدن روي خداوند بوده (هر چند خود پارسا هم نفهميد!) و خيلياي ديگه هم نمي تونن بفهمن مي شه مثل ابراهيم و بيشتر از او، مثل علي بارها و بارها روي خدا رو بوسيد و جوابشم از خدا گرفت. اين وسط سايه نشوني جاهايي رو بلده كه خدا گونه اش را براي بوسيدن نزديك مياره و اين نشونيا رو به يونس مي ده و با گلايه بهش ميگه تا نتونه روي ماه خدا رو ببوسه همسرش نميشه. من نميدونم وقتي فروغ مي گفت من خواب ديده ام كه كسي مي آيد... و صورتش از صورت امام زمان هم روشن تر... آن را بوسيد يا نه؟ يا اون راننده ي تاكسي چه جوري از طرف يك زن درمانده كه به بيراهه كشيده شده بود روي ماه خداوند رو بوسيد. اما خودمو كه جاي يونس گذاشتم فهميدم تو يكي از اون جاهايي كه سايه مي گفت مي شه به سادگي هوا كردن يك بادبادك تا دل آسمون، براي بوسيدن روي ماه خداوند آماده شد. ۱) اين كتاب اثر آقاي مصطفي مستور و برنده ي جشنواره ي قلم زرين در سال ۱۳۷۹ و چاپ بيست و چهارم از نشر مركز در ۱۱۴ صفحه است كه در حال حاضر با قيمت ۲۰۰۰ تومان عرضه مي شود. به كساني كه سوالاتي درباره ي وجود خداوند و اينكه چرا اين همه شر در جهان هست دارند يا اينكه اين همه او را خوانده اند و جوابي نشنيده اند و خسته شده اند و... توصيه مي كنم. + نوشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388 16:1 توسط مرهم |
|